زنان را مورد توجه قرار داده است. (كه ماركوپولو بدان توجه نكرده). نخستين اروپايي است كه ماهيگيري بهوسيلهٴ باكلان (مرغ حواصيل) را شرح داده (موضوعي كه باز هم ماركوپولو بدان توجه نكرده). در برخي نسخهها و در چاپ سال 1583 بهجاي ماهيگيري با باكلان، ماهيگيري بهوسيلهٴ شنگ ذكر شده. ماهيگيري بهوسيلهٴ شنگ در سدههاي هفتم و هشتم و احتمالاً مدتها پيش از آن در چين رواج داشت و تا به امروز در يانگ تسه ـ كيانگ و بهويژه در نزديكي تنگ ايجانگ مرسوم است.
اهلي كردن باكلان براي ماهيگيري احتمالاً در ژاپن پديد آمد؛ در هر حال، نخستين گزارشها مربوط به ژاپن است. احتمال دارد همان كشف مستقلاً در چين صورت گرفته باشد (چون شيوههاي چيني با روشهاي مرسوم در ژاپن فرق زيادي دارد)، ولي اشارهٴ چينيان بهصورت عجيبي ديرتر است و پيش از سدهٴ دهم نمونهاي از آن ديده نميشود. جالب است كه ماهيگيري بهوسيلهٴ باكلان در كره ــ يعني پل طبيعي هر نوع انتقالي ميان چين و ژاپن ــ شناخته نشده بود و اين درستي نظريهٴ جداگانه بودن منشأ اين كشف در چين و ژاپن را ثابت ميكند. اما اين كه اين كشف بهطور جداگانه در چين و ژاپن صورت گرفته و نه در جاي ديگر، بهصورت معما باقي ميماند.
بالاخره گزارش خوبي از اهميت مذهب كاتوليك در خانبالغ و تعداد زياد مسيحيشدگان در دربار مغول عرضه ميكند. همچنين از صومعههاي فرانسيسي زيادي در شهرهاي ديگر نام ميبرد و اينكه كافران از راههاي دور بدانجاها ميآيند تا از گناهانشان توبه كنند و به دين مسيح درآيند.
يكي از فصول پاياني (35) دربارهٴ شيخ الجبل و اسماعيليه است.
ادعا شده كه ادوريكو به تبت رفته و نخستين اروپايي بوده كه لهاسا را ديده است. اين امر تنها در مسير بازگشت امكان ميداشت و اينك اين ادعا رد شده است. گزارش او از تبت (فصل 33) نادرست است؛ ممكن است او به لاداكِ كشمير، اشاره ميكند و نه تبت.1
آثار ديگري ازقبيل مواعظ، مكتوبات ويك تاريخ از آغاز خلقت تا مرگ يوحناي بيستودوم را به غلط به او نسبت دادهاند. كتاب ديگري بهنام
سرزمين قدس هم كه بهنام او چاپ شده، به احتمال زياد از او نيست.
آنـدرِئـاي پـروجـايـي
آندرئاي پروجايي.2 فرانسيسي ايتاليايي كه به چين سفر كرد و ظاهراً در زايتون در فاصلهٴ سالهاي 1326 و 1335 وفات يافت.